طفلکم

طفلکم گریه مکن امشب به پایان میرسد
بر افق این وطن شمس فروزان میرسد
طفلکم بر خانه تاریک و بی سقف و ستون
روزن سبز امید نو بهاران میرسد
طفلکم گریه مکن گر چه نداری کفش هم
روزی لبخندی به رخسار فقیران میرسد
طفلکم گربسترت از خاک و خاشاک است نم
بر مشامت روزی هم عطر گلستان میرسد
طفلکم خارست عروس خنده [...]

عجب دنیای مجنونی٬

شب و روزم سیاه از ناله جانکاه انسانهاست
ز دود بمب آتش زا و یا از قهر طوفانهاست
ز چشم پر ز اشک طفلک نالان ز بهر نان
و یا از گیرو بند نخبگان پشت جریانهاست
یکی کرده است انسان را اسیر تاج و تخت خود
دیگر٬ بمبی برای قتل و عام این تمدنهاست
سران جمله کشور دم زند از “حق [...]

مادر وطن

مادر وطن فدای تو هدیه سر کنم
با افتخار شمیم دفاعت به سر کنم
مادر وطن هزار بند تو کردند دشمنان
عشقت بدل نموده جهان را دیگر کنم
مادر وطن توغصه مخور ز بهر ما
زور عدو ز رزم خودم شام و شر کنم
مادر وطن !!
منم فرزند تو
پاسدار تو
فدای تو
مادر وطن

نگاهت

گل رویت برایم خانه عشق و محبت بود
چراغ چشم مستت بوسه های از صداقت بود
ز شیرینی لبخندت صدای شور میآید
کمان ابروانت بوته های از حکایت بود
شب شکر شرابت را به جان و دل خریدارم
که شمع و هم شمیمت دشنه های از لطافت بود
سجود و قبله و محراب من گل کرده از عطرت
دو چشمت شوق ساقی [...]

غم قوم دل مره میده کده جو

غم قوم دل مره میده کده جو
ده ریسپو پای مره بسته کده جو
نه مورم ملک دیگرو دل مه خونه
ده خانم یک براریم در جنونه
در و شیشه ره از بیخ کنده رافته
بله زخمیم نمگ پاشیده رافته
دو چیم خوره بله قلای مه منده
بله ملک پدر خاندای مه منده
او بیرار دیگم می می مو کونه
سونی ایشقم گوسپون خو [...]

زقید بند و هیاهوی این زمانه میخوانم

من از ترنم خشک ترانه میخوانم
من از صدای گلو گیر و خسته میخوانم
ز موج رنج و غبار و فضای دلسردی
زقید بند و هیاهوی این زمانه میخوانم
ز اشک چشمی که در حسرت پدر ریزد
به لای لای غم انگیز مادرانه میخوانم
گذر گه که به پهنای قلب بابا بود
شبانه در گذر از درد خانه میخوانم
غروب سرزده سه [...]

تکهری ها رزق هوائی داره

جوانیم به شعر و شاعری رفت
تمام پول هم در لاتری رفت
به پیری هم ندارم زور بسیار
سرم ریزد هزاران سوته از یار
روم دربان شوم جان هم به نا جور
زنم جیب کنم چور کنم چور
و یا چون ساقیان مرز اطلس
نشینم بر لب بار و زنم چرس
سرم عاشق دل و گرده فدائی
سر چار راه نشینم در [...]

cage قفس

در راه دور ناله جانکاه یک نفس
in the far away a cry of suffering breath
خو کرده ام به تنگی و زشتی این قفس
got use to the tightness and ugliness of the cage
صیاد بسته لاله رنگین به میله ها
hunter has painted colourful tulips on the bars
نه بال پر کشیدن و نه جرئت هوس
No wings to fly [...]

عشق سبز است سبز چون چشمان او (love is green, green like her eyes)

عشق کاغذ نیست بربادش کنی
یک نفس خاکستر و خاکش کنی
عشق قلب است قلب سنگین نفس
عشق موج است موج دریای هوس
عشق درد است درد با شور و شعب
عشق رمز است رمز چشم و رمز تب
عشق همچون آسمان است بیکران
عشق همچون تکیه گاه کهکشان
عشق سبز است سبز چون چشمان او
آبی دریاست چون رویای او
با دلم بازی [...]

بهار من (my spring)

سبزی چشمان تو بر من گلستان است و بس
your green eyes are rose-garden to me. That’s it
آتش حرمان تو باغ و نیستان است و بس
the fire of your privation is garden of reed to me. That’s it
رویش گلهای امیدم به چشمان تو است
the growth of my flowers of hope is connected to your eyes.
ابرویت همچون [...]