2009 اکتبر | پیام صلح، پیام بامیان

عشق love

ابر می بارد و چشمم اشک میبارد و هم the cloud rains and my eyes raining tears and grief سبز میگردد هزاران خار در گلزار ، غم growing thousands of thorne in the garden, sorrow در درونم جا گرفته ، از جدائی های تو taken place inside me , of your separation آسمان گریه کند [...]

کاش!!!!!!!

امروز سر آید به امید فردا کاش دیوها بر آید به امید ستاره ها ستاره های که سبز رنگند درخشنده چون آفتاب نیلگون شرق با بال کبوتر سفید صلح با عشق به ملت و مردم کاش قفس ها بشکند و پروانه ها با رقصان و رقصان پای کوبان برگردند به آغوش جوانها پروانه های که [...]

اشعار پراکنده

ابر می بارد و چشمم اشک میبارد و هم سبز میگردد هزاران خار در گلزار ، غم در درونم جا گرفته ، از جدائی های تو آسمان گریه کند از زجر ، من هر صبحدم میروم میخانه و در میزنم با عجزو راز تا شود حاجت رویم، میکنم هر دمبدم نذر دو چشمان سبزت خانه [...]