کافیست

در سرزمین خشم زا حتی صدایت کافیست
در آسمان مرگبار حتی نوایت کافیست
دانم که داری گله از این قلب شیدائی من
بر سنگ دل، بشکسته حال ، زنگ درایت کافیست
این بس که در پنجه زهر آگین دنیا نفتی
خنده ات ، شوق صدایت ، روز وفایت کافیست
من که در گوشه این دهر فغانم هردم
روز مهرت، روز قهرت، [...]

عشق love

ابر می بارد و چشمم اشک میبارد و هم
the cloud rains and my eyes raining tears and grief
سبز میگردد هزاران خار در گلزار ، غم
growing thousands of thorne in the garden, sorrow
در درونم جا گرفته ، از جدائی های تو
taken place inside me , of your separation
آسمان گریه کند از زجر ، من هر صبحدم
the [...]

کاش!!!!!!!

امروز سر آید
به امید فردا
کاش
دیوها بر آید
به امید ستاره ها
ستاره های که سبز رنگند
درخشنده چون آفتاب نیلگون شرق
با بال کبوتر سفید صلح
با عشق به ملت و مردم
کاش
قفس ها بشکند و پروانه ها
با رقصان و رقصان
پای کوبان
برگردند به آغوش جوانها
پروانه های که امید اند و آرزو
چه در درون دیوار زخیم
یا سوخته از آتش ریش [...]

اشعار پراکنده

ابر می بارد و چشمم اشک میبارد و هم
سبز میگردد هزاران خار در گلزار ، غم
[...]

یک شعر نا تکمیل

دل به در بار تو دادم چون دلدار منی
given my heart to your highness because you are my sweetheart
خود فروختم به جهان چون تو خریدار منی
sold myself to the world because you are my buyer
شوق و شادی ز سرم رفت و مجنون شده ام
have lost my pleasure and happiness ; become crazy
تیشه بر طب [...]

فریاد تاریخ سکوت مورخ

صد حیف از آن‌ درد شرربار من و تو
صد حیف به آه سرد دل آزار من و تو
صد حیف چه خوب و آسوده گزشتند
از خون من و از قلب فگار من و تو
ما جامه دریدیم و وفادار بماندیم
صد حیف به شبهای عزادار من و تو
دیدیم همه راز دل در رهروی او
صد حیف به صبح [...]

دیوانگی

دريا بدست موجهاي خود اسير است
دریا گرفتارجنونهای نصیراست
ما را زمین مارا زمان دیوانه کرده است
بیداد و زنجیر گران دیوانه کرده است

من کوه صبرم
i am the mountain of petient
بی تو دریای از دردم
without i am an ocean of pain
مانده ام چشم انتظارت
left waiting for you
تا بیائی به برم
that you come to me  
چون تو را با عمق قلبم دوست دارم
cause i LOVE you true , deep in my heart 
هرگز بی تو نخواهم ماند
will never stay without you 
هرگز
never
از [...]

عشق از دوستی پرسید
love asked friendship
فرق بین من و تو چیست
what is the differnt between us?
دوستی در جواب گفت
friendship answered
من آدم ها با سلام آشنا میکنم
i get to know people with hello
تو
you
با نگاه
with a look
من آدم ها با دروغ جدا میکنم
i separate people with lie
تو
you
با مرگ
with death
love does not finishes with small things within the [...]

ماه به من گفت،
moon told me
اگر دوستت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی؟
if your love does not send you a message why do not you leave her?
به ماه نگاهی کردم و گفتم
i looked at moon and told him
آیا آسمان تو را ترک می کند زمانی که نمی درخشی؟
does sky leaves [...]