صدا کردم صدا کردم

تو را با عشق خود هردم صدا کردم صدا کردم

تو را در رگ رگ و خونم عزیزم جابجا کردم

 

تو را در قطره قطره اشک خود چون شبنم و لاله

به صبح بی فروغ و شام تارم آشنا کردم

 

دو چشم سبز و پر مهرت بهاریست در زمستانم

غم و درد جهان را با حضورت بی بها کردم

 

تبسم های توغنچه گل در گلستان است

گلستان را برای لحظه لبخند شیرینت رها کردم

 

تو را در اعماق قلبم عزیزم جا بجا کردم

مرا ببخش forgave me (to my love SDS

مرا ببخش forgive me

 

مرا ببخش که من عاشق صدای تو ام

Forgive me, that I love the voice of you

مرا ببخش که دست دعا برای تو ام

Forgive me, am a hand of pray for you

 

مرا ببخش که با زره زره از جانم

Forgive me, that with all part of my soul

مرا ببخش که در زنده گی فدای تو ام

Forgive me, is just ready to sacrifice for you

 

مرا ببخش که در آسمان ندارم هیچ

Forgive me, have nothing have not in sky

ستاره و هم جاده ام پر از خم و پیچ

A star and my life has been full corners

 

مرا ببخش که صد پاره قلب من گردد

Forgive me, my heart will be in pieces

که گر نبینمت، تاریک دهر من گردد

If don’t see you, my world will be dark without you

 

مرا ببخش تو ای تک ستاره و شمسم

Forgive me, my supper star and my sun

مرا ببخش تو زهره ، زمان و زحلم

Forgive me my Venus, my earth, my Saturn

 

مرا ببخش که فریاد نام تو جاریست

Forgive me, that you name is moving

به هر رگم، که نیائی همه جهان خالیست

With every drop of my blood, if you don’t come my world is empty

 

مرا ببخش که نفرین دهر گردیدم

Forgive me if become the hatred of world

مرا ببخش که به ایام زهر گردیدم

Forgive me if become the poison of the time

مرا ببخش

Forgive me

 

 مرا ببخش

 Forgive me

loveعشق

چشمان خواب آلود

Sleepy eyes

 

لب ها

lips

که خشکیده

That have dried

در انتظار قطره

Waiting for a drop of rain

که در آن سوی ابر ها

That is beyond the clouding

لمیده

relaxing

امید در درازای جاده

 

Street long hope

بی نهایت

unfinishable

شیشه ای

The mirror  

که نمایانگر روح بود

That demonstrated my soul

نیمه شکسته

Half broken

سکوت !!!

Silent !!!

 

خانه گلین

Slobby house  

درخت بی سقف و درد دیده

Affected and roofless tree

روزن نمی روید

The ray that does not grow

آتش در شاخه های گلبرگها دویده

Inflated flowers in the braches

از فراسوی آسمانها

From beyond the sky

چشمان سبز و رخ ماهی را به نظاره نشسته

Is spectator of the green eyes and face like a moon

 

سرنوشت !

Destination!!!!

عشقی فراتر از کهمشانها

Love beyond the Milky Way.

از عمق قلب و از تمام آینده ها فرا رفته

Has come from the bottom of heart and gone further the …………………….

طفلکم

طفلکم گریه مکن امشب به پایان میرسد
بر افق این وطن شمس فروزان میرسد

طفلکم بر خانه تاریک و بی سقف و ستون
روزن سبز امید نو بهاران میرسد

طفلکم گریه مکن گر چه نداری کفش هم
روزی لبخندی به رخسار فقیران میرسد

طفلکم گربسترت از خاک و خاشاک است نم
بر مشامت روزی هم عطر گلستان میرسد

طفلکم خارست عروس خنده های طفلکیت
گلبن مهری از این خار مغیلان میرسد

طفلکم بر دامن بابا که رنجور است ز غم
بار دیگر آن غزالان شاد و مستان میرسد

طفلکم گریه مکن از این هیاهوی زمان
زهری آخر بر مرام زورمندان میرسد

طفلکم گر سد نموده راه امروزت ز شر
برفی سنگین زمستان بر شروران میرسد

طفلکم آواز نازت را به نایت بسته اند
شاد باش آبی به این خشک نیستان میرسد

میرسد این شام هم آخر به پایان میرسد
میرسد صبح امید مستمندان میرسد

italia 2008

عجب دنیای مجنونی٬

شب و روزم سیاه از ناله جانکاه انسانهاست

ز دود بمب آتش زا و یا از قهر طوفانهاست

ز چشم پر ز اشک طفلک نالان ز بهر نان

و یا از گیرو بند نخبگان پشت جریانهاست

یکی کرده است انسان را اسیر تاج و تخت خود

دیگر٬ بمبی برای قتل و عام این تمدنهاست

سران جمله کشور دم زند از “حق انسانها”

هزاران مردو زن هم کودکان در کنج زندانهاست

طبیعت قهر میگردد ٬ هر لحظه لحظه از فعال ما

ولیکن نیروگاه هسته ای ورد زبان ماست

یکی در فکر نان شب٬ یکی اندر خیال ماه

یکی در فکر تسخیر جهان و گاز ترکمنهاست

عجب دنیای مجنونی٬ عجب دنیای بی معنی

نه مادر بهر فرزندی٬ پدر با هر دو در غوغاست

همه اهل جهان را یک “قیام” جملگی لازم

که جمله کوشش ما٬ آخرش هم مرگ انسانهاست

oxford brookes university international festival.

مادر وطن

مادر وطن فدای تو هدیه سر کنم

با افتخار شمیم دفاعت به سر کنم

مادر وطن هزار بند تو کردند دشمنان

عشقت بدل نموده جهان را دیگر کنم

مادر وطن توغصه مخور ز بهر ما

زور عدو ز رزم خودم شام و شر کنم

مادر وطن !!

منم فرزند تو

پاسدار تو

فدای تو

مادر وطن

نگاهت

گل رویت برایم خانه عشق و محبت بود
چراغ چشم مستت بوسه های از صداقت بود

ز شیرینی لبخندت صدای شور میآید
کمان ابروانت بوته های از حکایت بود

شب شکر شرابت را به جان و دل خریدارم
که شمع و هم شمیمت دشنه های از لطافت بود

سجود و قبله و محراب من گل کرده از عطرت
دو چشمت شوق ساقی مهره های از مطانت بود

به بام آرزوهایم گذر کردی شبانگاهی
شبآهنگ گذرگاهت نسیمی از صباحت بود

چه سازم عاشقم مشتاق هردم دیدنت رویت
گناه از قلب من بود یا ز مستانه نگاهت بود

+

غم قوم دل مره میده کده جو

غم قوم دل مره میده کده جو

ده ریسپو پای مره بسته کده جو

نه مورم ملک دیگرو دل مه خونه

ده خانم یک براریم در جنونه

در و شیشه ره از بیخ کنده رافته

بله زخمیم نمگ پاشیده رافته

دو چیم خوره بله قلای مه منده

بله ملک پدر خاندای مه منده

او بیرار دیگم می می مو کونه

سونی ایشقم گوسپون خو هی موکونه

ده خانم آتیشه آتیش ز آر سو

ز آوری و ز کوه و هم ز آسمو

ما یک مندم ده اینجی با دل زار

ز رنج بی کسی و جور بیرار

ای دردای خوره قومو قد تو موگوم

دوای این هم درد خوره موجوم

که شاید مللمی ده زخمو باشی

بله آتیش خانم بارو باشی

خدا حافظ شمو ار جا باشین

بلدی از موم یگان وخت ام دوا کین

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

به آنان

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

دیگرو موره بلو توسر شیوه قیغو مونی

هر ساله قد داس کونه گندم خو دیرو مونی

دیگه رو آسمو خراش و صلح و امنیت دره

تو بلدی یک دو چراگاه خاک دود و پیشپو مونی

دیگرو برق و سواد موتر لادا دره

تو ده سرچند شتر خو ناز ها میلو مونی

دیگرو فهم و شعور و دولت و شاهی دره

تو قد ریش و ناس خو هم شمشر خو ره بیلو مونی

دیگرو داره هزاران احترام شهروند

تو ز بیفکری آوره سر بیرار خو پرچیو مونی

زقید بند و هیاهوی این زمانه میخوانم

من از ترنم خشک ترانه میخوانم

من از صدای گلو گیر و خسته میخوانم

ز موج رنج و غبار و فضای دلسردی

زقید بند و هیاهوی این زمانه میخوانم

ز اشک چشمی که در حسرت پدر ریزد

به لای لای غم انگیز مادرانه میخوانم

گذر گه که به پهنای قلب بابا بود

شبانه در گذر از درد خانه میخوانم

غروب سرزده سه سال از جهان دیگر

خسوف در قمر شام بی ستاره میخوانم

ز آستین خودی دشنه در سحر ریزد

گلو بریدهو سر مست و تشنه میخوانم

ز حاتمم که نه قرصی ز دیگران خواهم

به مهمان جدا خوانده بی نشانه میخوانم

تکهری ها رزق هوائی داره

جوانیم به شعر و شاعری رفت

تمام پول هم در لاتری رفت

به پیری هم ندارم زور بسیار

سرم ریزد هزاران سوته از یار

روم دربان شوم جان هم به نا جور

زنم جیب کنم چور کنم چور

و یا چون ساقیان مرز اطلس

نشینم بر لب بار و زنم چرس

سرم عاشق دل و گرده فدائی

سر چار راه نشینم در گدائی

خیالات یگان موتور و موتر

و یا عاشق شوم در زلف دختر

و یا دستم به در گاه کریمبخش

که من را هم دو سه صد دالری بخش

بسازم هتلی در شهر بامیان

و یا هم خانه نزدیک گیلان

هزاران زمزم دیگر بسازم

فرود آید یکی سوته به سازم

ز خواب خوش بیرون آیم بیبینم

که یارم کرده خون فرق و جبینم

شاد باشید و خرم غم فردا نخورید که فردا هم با خداست